اینو دیدید؟ متهم محکوم به اعدام میشه بعد رای نقض میشه. دوباره دادگاه محکوم به اعدامش میکنه و بازهم حکم نقض میشه. دفعه سوم دادگاه ایشون رو تبرئه میکنه و بازهم حکم نقض میشه. نهایتا حکم چهارم که اعدام است، اجرا میشه. من تخصصی توی رشته حقوق ندارم ولی یه چیزی توی این پرونده برام خیلی عجیبه. چطور میشه که محکومیت یک متهم بین اعدام و تبرئه (که تا اونجایی که من میدونم، کرانهای بالا و پایین محکومیت هستند) متغیر باشه؟
Sunday, May 20, 2007 |
||
دو آهنگ دیگه از Cherمن دو تا دیگه از آهنگهای Cher رو خیلی دوست دارم. یکیش Dov'e L'Amore است که خاطرات روزهایی که تلاش میکردم تا یک زندگی مستقل به دور از خانوادهام رو شروع کنم بیادم میاره: Cher - Dov'è L'Amore و این یکی: Cher - Bang Bang
Posted by
Pendaar
at
5:21 PM
2
comments
|
||
Saturday, May 19, 2007Cher - Dark Ladyیکی از شاهکارهای Cher که من باهاش خیلی حال میکنم. Cher - Dark Lady
Posted by
Pendaar
at
7:33 PM
2
comments
|
||
Saturday, May 5, 2007مسئولیت پدر و مادرچند وقت پیش فیلمی را میدیدم با نام Veronica Guerin که بر اساس یک سرگذشت واقعی بود. این فیلم سرگذشت یک ژورنالیست زن را نشان میداد که در مورد یک باند توزیع مواد مخدر تحقیق میکرد و مطالب افشاگرانه در مورد آن مینوشت. رئیس باند با تهدیدهای مختلفی سعی میکرد این ژورنالیست را از ادامه تحقیق و چاپ مطالب منصرف کند. تهدیدهایی مثل شلیک به پنجره اتاقش، زخمی کردن پایش، کتک زدنش، تهدید به ربودن تنها فرزندش و ... ولی ورنیکا بدون توجه به همه این تهدیدها کار خودش را انجام میداد. حتی هر موقع همسرش سعی میکرد او را منصرف کند با اعتماد بنفس بسیار بالایی این خواسته را رد میکرد و به نحوی همسرش را متقاعد میکرد که باید این کار را ادامه بدهد. در نهایت هم با فاش کردن اسم رئیس باند (که فردی با نفوذ بود)، عوامل او ورنیکا را کشتند. اما تلاشهای ورنیکا تاثیر عمیقی در جامعه داشت و باعث شد تا اون باند بزرگ متلاشی بشه و قوانین سفت و سختتری در مبارزه با باندهای توزیع مواد مخدر وضع بشه.
Posted by
Pendaar
at
11:10 AM
4
comments
|
||
Monday, April 30, 2007آرزوهانامی عزیز منو به بازی آرزوها دعوت کردهاند. فکر کنم باید ۵ تا آرزو مینوشتم ولی ۳ تا مینویسم:
Posted by
Pendaar
at
7:16 PM
4
comments
|
||
Tuesday, April 17, 2007تصمیمگیریاین روزها حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم. دلیل اصلیش فکرهایی هستند که توی ذهنم هستند و تصمیمگیری در موردشون تاثیر بسیار زیادی بر روی زندگیم خواهد گذاشت. احساس میکنم که به سر یه چندراهی رسیدم و باید یکی از این راهها رو برای ادامه زندگیم انتخاب کنم. تصمیمگیری برام بسیار مشکل شده چونکه هیچکدومشون مسیر ایدهآل من نیستند. به هر حال هرچه زودتر باید تصمیمم رو بگیرم چونکه این بلاتکلیفی و فکرهای درهم و برهم خیلی آزارم میدن. امیدوارم که بتونم انتخاب درستی داشته باشم.
Posted by
Pendaar
at
2:56 PM
1 comments
|
||
Monday, March 19, 2007سال نوسال ۸۵ هم در یک چشم بهم زدن تموم شد...
Posted by
Pendaar
at
2:19 PM
1 comments
|
||

